تبليغاتX
اشراق
شنبه سوم فروردین 1387

                                      

                                     در باب علم و هنر

                                    مهران حاج محمدیان

 

علم و هنر گویی دو راه معكوس را در پيش گرفته اند . علم در جهت متلاشي كردن فرمها و دست يابي به محتوي آنها ست ، اما هنر محتوي و ذهنيتي است كه به هر ترتيبي ( با رنگ ، اصوات ، كلمات و ... ) بيان مي شود و فرمي مي يابد . بر فرض مثال يك فيزيكدان حركت يك جسم را ( با روش تحقيق خود كه مفروضات و آزمايشاتي را مي طلبد ) بررسي و به قواعد و قوانين آن دست مي يابد ، به واقع يك فرم حركتي ، تحليل شده و به محتوي آن دست يافته مي شود ، اما هنرمند در ذهنش ، فكر،ايده ، يا درگير حسي شده است و در اثر هنري اش آن را  تجسم مي بخشد و بدين ترتيب از محتوي به فرم حركت كرده و اثرش را پديد مي آورد .

البته اين دو حوزه در طي مسيرهاي معكوس خود تلاقي هائي جالبي هم داشته اند . بر فرض مثال عالمان كه روزي مي انديشيدند كه روش تحقيق آنها از هر گونه انحرافي به دور است و شرح شان از رخداد ، شرحِ حقيقي است حالا متوجه باطل شدن اين ديدگاه  به خاطر تاثير زبان ، روايت و شگردهاي ادبي بر شرحِ علمي شان شده اند . امروزه به سخره گرفتن این ایده که تکیه به روش علمی متضمن دستیابی به حقیقت است باب روز است . به جمله زير از استوارت هال در پيشگفتار كتابِ ششم « فهم جامعه ي مدرن » كه به تازگي چاپ شده دقت كنيد :

« مورخان و فيلسوفان ، بيش از پيش ، از تاثيري كه زبان ، روايت و شگردهاي ادبي بر روي محتوا و منطق بحث داشته اند حيرت زده شده اند ( وايت : 1987 ،دريدا ، 1981 ) . مثلا بعضي از فيلسوفان طرف دار واسازي تا آنجا پيش مي روند كه مي گويند غالبا قدرت اغنائي بحث فلسفي به شكلِ رتوريكيِ آن بستگي بيشتري دارد تا به منطق عقلاني آن . و به اين واقعيت اشاره مي كنند كه روايت علاوه بر اين كه معنايي را به رويدادها تحميل مي كند ، اقتداري بي چون و چرا با « حقيقت » نيز به شرح مي بخشد . »

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:41  توسط   | 

~ ~ ~